گونش GÜNEŞ

از همین ابتدا به مخاطبان عزیز بگم که گزیده ای از خاطرات رو در اواخر این سال مینوسیم و اگر مایل نبودید از خوندنش منصرف شوید . 

فکر کنم در مرور خاطرات دوران راهنمایی بهتر از بقیه دوستانم حتی با جزئیات باشم . و این خاطرات بالاخره بعد چند سال از ذهن من پاک میشوند یا جایگزین های کذایی جاشون رو پر میکنه . 

زمستانی که سال پنجم ابتدایی بودیم و از مدرسه بر می گشتیم با دوستم زهرا جان داشتیم دقیقا پیش بینی احوالات آیندمون رو میکردیم و دقیقا در نقطه ای که فاصله بین دوستی ما انداخت دقیقا اون نقطه آدم برفی درست میکردیم . چند ماه بعد نتیجه آزمون مدارس سمپاد اومد و زهرا قبول شد . و بعد از مدتی منم توسط دوستم فهمیدم آزمون مدرسه نمونه دولتی قبول شدم و خیلی از این که بهم نگفته بودند ناراحت بودم و خلاصه پیگیر شدم و مخصوصا مادرم مخالفت شدیدی کرد که اجازه نمی دهم بروی مدرسه روستا  و راهش برای رفت و آمد مناسب نیست چون در واقع اون مدرسه در روستا بود و منم منصرف شدم .

روز مدرسه فرا رسید و ما با بقیه دوستان که چهره هاشون خیلی آشنا بود اولین روز مراسم رو در مدرسه مدرن تازه تاسیس شده مان آغاز کردیم . خیابان بغلی مدرسه ما پر بود از درختان مرتفع و سحرگاهان قبل از طنین صدای مراسم صبحگاهی , بلبلان وبعضا کلاغ های محله آوازه خوانی محشری رو اجرا میکردند . 

حالا نوبت کلاسامون که میشه گفت دانش آموزان کل مدرسه ما به سه زیر لایه یا قشر تقسیم بندی میشدند و هر قشری گروه های خاص خودش رو داشت معذرت میخوام که از این لقب استفاده میکنم اما رسمیت داشت گروه جسور و فوق العاده خر خوان , گروه حساس و خرخوان و گروه این وری و اون وری . البته یک خصوصیت عمده در همه ما بود که هم از جو مدرسه نشات میگرفت و هم خانوادگی ومحیط شهری و اونم جو مذهبی و حجاب که عاشقانه دوستش داشتیم . 

در این سه سال اگر گزیده ای از روایات از مدرسمون رو بخواهم بگم نمونه از این افراد رو برای مثال توضیح میدم هرچند میدونم اگر این مطلب رو میخوندن میگفتند گفتی برای مثال , مگه ما مثال هستیم و من هم در جواب میگفتم که , بگذریم آخر مطلب جوابم رو میگم . ابتدا از خانم س غ شروع کنم که جز و گروه اول بودند ودختری مهربان و با خنده و فوق العاده مغرور از کارهایی که برای ایشون عمومیت داشت تمام کتاب هایی مطالعاتی ایشون جلد ضخیم داشت و کلا کیفش یک کتابخونه سیار بود با این حال وقتی می خواست کتابی رو برداره و گوشه ای بخونه یک روز نامه رو میگرفت و لاش می گذاشت و وقتی یکسری می زد ناگهانی سکوت در بین جمع حکم فرما میشد , خلاصه نمی دونم چون فامیل فامیل دور ما بود یا هم سرویسی رابطه بهتری با من داشت هر چند که خودش دارو دسته بزرگی داشت که برخلاف مهربانی خودش افراد گروهش از سنگ بودن . حالا خانم ش ا رو ازش میگذرم  ولی به فرد دیگه می پردازم که چند وقت پیش اونم دعوت بود که دوستم گفت اگر اون باشه من نمیام و برام جالب بود آخه چرا ؟ چون شخصیت منو اون زمان خورد کرد و باعث شد اعتماد به نفسم پایین بیاد . 

گروه دوم گروه قشر ما بود البته باز به گروه های کوچکتر تقسیم میشد , خلاصه حساس از این جهت که انگار نمره 20 از آسمون افتاده :)) برای منم مهم بود اما نه اینکه دائم فکر و ذهنم پیش حساب کتاب ورقه بقیه باشه ( البته بجز یک نفر که رقابت میکردیم ) . یادمه روزی که امتحان حرفه و فن میدادیم سما جان انقدر حواسش پرت بوده نمی دونم به چی چی , به جای اسم خودش تو ورقه اسم منو نوشته بود :)) حتی یک بارم سر اجرای کنفرانس داشت منو خفه میکرد :)) واقعا یاد اون روز ها میوفتم خندم میگره . 

گروه سوم , گروه ملایم تری بوند و صمیمی ترین دوست من که الان موفق ترین هست از این قشر بود . این گروه زیاد به نمره اهمیت نمی داد اما بیکار هم نبودن و تلاششون رو میکردند . 

از این نوشته هایی که الان نوشتم هم حس می کنم و هم متوجه میشم که چنین برداشت میشه چه وضعیت بغرنجی , وضعیتی که توش شادی گم شده , شاید بگم بله جو جالبی نبوده اما این وضعیت  تاریک مدرسه ما بوده وضعیتی که نوری توش نتابیده, که هوا بس ناجوانمردانه سرد بود و البته گذشت . اما همه فضا ها حتی با سر سخت ترین , مسخره کننده ترین , و حسود و متکبر ترین با حضور افراد ملایم , شاد ترین و شادی بخش ترین , بخشش کننده ترین و معلمان و استاد و معاونت و مدیریت عالی تبدیل به یک چیز شد و آن هم * عشق به آموختن و لذت :) 

لذتی که ما رو تا ساعت 9 شب در مدرسه نگه میداشت , لذتی که تو تابستون هم مدرسه میرفتیم نه به اجبار , لذتی که اواخر سال دوست داشتیم با هم باشیم و در شادی هم سهیم باشیم و جشنواره غذا می گذاشتیم . لذتی که در کلاس عاشق آزمایشات بودیم و بیش از 200 آزمایش انجام دادیم . لذتی که یک صدا یک شعر را سر میدادیم , لذتی که مسابقه دو و بسکتبال میدادیم . صبحانه و نهار دست جمعی گاهی صرف میکردیم , سفارش کتاب برای کتابخونه میدادیم و روز هایی که دست جمعی نماز میخوندیم که الان ازش محرومیم و لذتی که در آزمون جامع انقدر تلاش کردیم که مدرسه اول شدیم .

اگر از محتوی کلاس ها بگم که در گوشی وایسی دم در گوش کنی : دو فضاورد دارای دو بسته ....,  1S22S22P6, جزایر لانگر هانس مناطقی در .., شین بده شهریارا درین ... , اعداد گنگ اعدادی .. , عمه آقا محمد خان قاجار و ................. البته این صداها هنوز مونده

مدرسه شاهد عزیزم بی نظیر ترین روزهای عمرم رو در تو گذروندم  سپاس . از همه معلمانمان که چون شمعی سوختند تا ما در روشنایی بمانیم نهایت قدر دانی رو میکنم و همین طور مدیرمان که ما را درک کرد و معاونین مهربان تر از مهربان و تک تک دوستان که مثال نیستند استاد زندگی اند سپاس سپاس سپاس 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۱۱
Günay


استاد بزرگوار ، پروفسور لطفی علی عسگرزاده ،  روز تولدتان را تبریک عرض مینماییم . برای شما سلامتی و توفیق آرزومندیم . 

Ad gününüz mübarək.

Поздравляю тебя со днёМ рождения, желаем вам успехов и здоровья :)


اامید داریم که هر چند خوانده نشود اما در یاد ما اندیشه و وجود پربرکت شما همیشه هک خواهد شد و خواهد ماند .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۷
Günay

آقای ترامپ عزیز شاید من بیش از هر کسی از پیروزی شما در انتخابات و وضع قوانین جدید شما در ایالات متحده امریکا خشنودم چون هم شما یک نفسه تازه ای احساس میکنید و هم ما . حالا اگر بگید دلایلتون چیه قبل از اینکه بپرسید شرح میدهم : 

اول : از اینکه دستور دادید دیوار بزرگی مابین کشور خودتان و مکزیک باشد زیرا وضعیت شما شبیه چندین سال پیش روسیه میشود که دیوار های آهنین محکمی داشت که البته روس ها خیلی زرنگ بودند و از تصمیم خود منصرف شدند و از این بابت که از رقیب خود هم عقب تر میروید خرسندیم 

دوم : از این که به اتباع ایرانی ما روادید نمی دهید بازم خوشحالیم . خودتان بهتر میدانید ایرانی ها  جزو دومین مهاجران ثروتمند کشور شما هستند و پنجاه درصد به بالا آنهایی که به کشور شما می آیند و یا هستند از سطح تحصیلات عالی برخوردارند و خیلی خوشحال میشوم و میشویم جامعه شما از چنین افرادی محروم بمانند و به مد عالی و جیب خالی *خود افتخار کنید .

سوم : به گزینه های دیگری هم برای مسافرت و تحصیل فکر میکنیم . 

چهارم : از اینکه دانشمندان و استادان کشور شما هم از طرز بیانات شما خوششان آمده بیشتر از تظاهرت کنندگان علیه شما خرسندیم زیرا *...

پنجم : در آیندگان زمانی که تاریخ را ورق میزنند خواهند گفت : یک آمریکایی به اسم ترامپ مخالف سفرهای فضایی به مریخ بوده و از همدیگر میپرسند حالا این ترامپ سواد هم داشته :) . 

* به ایهام کاربرده شده هم توجهی بکنید . 
* زیرا .... چند سال بعد دیده میشه . 
* به این پست ممکن است اضافه شود . 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۱
Günay

دیگه فکر کنم نزدیکی های 4 صبح کم کم میشه و من هنوز تازه از مطالعات و نوشته و ترجمه های آش شعله قلمکار خلاص شدم . این روال چندین  ساله زندگی منه . از موقعی که دوران راهنمایی بودم که شبا زیر پتو چراغ قوه روشن میکردم تا کتاب بخونم یا دوران دبیرستان که معمولا تا 3 شب،  این 4 سال رو  شب زنده داری میکردم  یا همین الان و الان هایی دیگر . شاید بگم برنامه ریزی خوبی ندارم  و شاید از تصمیم های کبری سال های ابتدایی بگیرم . :) . در این وسط میان این همه کار ،میشه گفت دیروز سوپریز شدم از طرف خانواده ، تولدم نبود ، تولد اتمام کارم بود که بالاخره به سرانجام رسید و من ذوق زده شدم . 

دعایی که میتونم بکنم واسه خودم  :) Tanrım  kendin yardım et 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۰۳:۵۰
Günay

میدونم میگید 11 نکته نبود . خودتون حدس بزنید، نکته 11،  چی هست ؟ 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۵ ، ۲۰:۲۰
Günay

در جهان امروزی ما که بهداشت عمومی از توسعه پیشرفته ای برخوردار است اما هنوز مشکلات و  عواملی باقی ماندند که تهدید کننده سلامت انسان ها از جمله کودکان می باشند و یکی از اونها رو که تصیم دارم بگم بیماری توکسو پلاسما هست. بیماری توکسو پلاسما از انگل توکسوپلاسما گوندیی که یک تک یاخته کوکسیدیایی با انتشار جهانی است ایجاد میشود . در اندازه میکروسکوپی به شکل قایق و هلالی با جدار نازک است که هم به صورت آزاد در خون و هم به صورت کیست هایی در مغز یا عضلات دیده میشود . 

بیماری توکسو پلاسما در انسان به چند شکل دیده میشه( البته سایر حیوانات مثل گاو و سگ و ... هم می توانند این بیماری رو داشته باشند) :1. توکسو پلاسمای مادرزادی 2. توکسو پلاسمای چشمی (کوریورتینیت) 3. توکسوپلاسما در فرد سالم 4. در افراد دچار نقص ایمنی 5. به صورت نهفته 

در شکل مادرزادی عامل بیماری از طریق جفت از مادر به جنین منتقل میشود . در توکسوپلاسمای چشمی که معمولا مادرزادی است و در تعقیب عفونت های مادرزادی در دومین ده سال (جوانی . حدود 20 سالگی) بروز میکند و منجر به نابینایی معمولایک چشم یا ممکنه دو چشم هم شود .  شکل اکتسابی این عفونت در اثر خوردن تخم های انگل یا گوشت آلوده صورت میگیرد . و در شکل افراد دچار نقص ایمنی مبتلایان به ایدز و سرطان منجر به مرگ میشود و در شکل نهفته بیماری بدون اینکه علامت واضحی داشته باشد پیشرفت میکند. 

علل و ریشه های پیدایش : انگل توکسوپلاسما گوندیی گروه وسیعی از حیوانات و پرندگان را دچار عفونت میکند ولی به نظر نمی رسد که سبب بروز بیماری در این حیوانات شود . میزبانهای نهایی شامل گربه و وابستگان آنها در خانواده Felidae هستند . (یعنی درصورتی که انگل وارد گربه ها بشه رشد وفعال میشه نه در حیوانات دیگر )
در چرخه حیات این  انگل دو دوره شامل یک دوره ی جزء جنسی که فقط در گربه ها هست و جزء غیر جنسی در همه حیوانات خونگرم رخ میدهد . 
وقتی گربه ای از موش آلوده (یا هر حیوان دیگر)به انگل توکسوپسما تغذیه میکند انگل به روده گربه رفته و تولید مثل میکند و میلیون ها کیست یا اووسیست ایجاد میشود که در نهایت از طریق مدفوع گربه رها میشود که ممکن است دوباره خود گربه آلوده شود یا در انسان ها و حیوانات دیگر تحت سه مرحله تاکیزوئیت و برادیزو ئیت و مرحله محیطی اووسیت تکثیر شود . 
البته تنها با تماس با مدفوع گربه بیماری توکسو پلاسما گرفته نمی شود بلکه از سبزیجات آلوده به مدفوع گربه و مصرف گوشت نپخته که گاو یا گوسفند از علوفه های آلوده به مدفوع گربه خوردند این بیماری قابل انتقال است . 

آسیب ها و زایعات مغزی و بینایی توکسو پلاسما :
عفونت مادرزادی توکسو پلاسما باعث مرده زایی و کوریورتینیت و کلسیفیکاسیون های داخل مغزی و اختلالات روانی- حرکتی و هیدروسفالی یا میکروسفالی میگردد. در این موارد مادر برای بار اول به این عفونت مبتلا شده است . 
توکسوپلاسموز مادرزادی یکی از علل اصلی نابینایی و سایر نقائص مادر زادی است . عفونت در سه ماهه اول حاملگی عموما سبب مرده زایی یا ناهنجاری های عمده دستگاه عصبی کرکزی میگردد . عفونتهای سه ماهه دوم و سوم آسیبهای نورولوژیک خفیف تری بوجود می آورند . گرچه که شیوع این عفونت ها بسیار بیشتر است .
تظاهرات بالینی این عفونتها ممکن است تا مدتهای طولانی پس از تولد آشکار نشوند وحتی پس از دوذان کودکی ظهور پیدا کنند . مشکلات نورولژیک یا یادگیری ممکن است به دلیل اثرات دیررس توکسوپلاسموز مادرزادی در اواخر دوران بارداری ایجاد شده باشند . 

راههای پیشگیری : اجتناب از تماس انسان با مدفوع گربه و خوردن گوشت پخته و همچنین فریز کردن در دمای زیر 18 درجه گوشت قبل از مصرف و استفاده از سبزیجات خوب شسته شده .   
نکته ی آخر : انگل توکسوپلاسما گوندیی هیچ گونه واکسنی نه برای انسان نه برای حیوانات ندارد البته تا الان که امید است پیدا شود :) و صرفا با نوازش موها و بدن گربه کسی مبتلا نمی شود اما احتیاط شرط عقل است اگر هم گربه ای در خانه نگه داشتید نکات ایمنی را رعایت کنید و به گربه ی خود گوشت خام ندهید. 
و چون علایم توکسوپلاسما شبیه سرماخوردگی است و تشخیص بالینی آن توسط پزشک سخت است آزمایش های خون مثل آزمون سرولوژیک کومپلمان و همواگلوتیناسیون و تعیین عیارپادتن های ضد توکسو پلاسما (آنتی گلوبین نوع ام و جی ) را بدهید و در صورت وجود این بیماری با مصرف آنتی بیوتیک ها کاملا درمان شوید و از صدمات حاصله این بیماری پیشگیری کنید . 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۲۰:۵۵
Günay

چند روز پیش داشتم که پیام های دنیای مجازیم رو میخوندم یهو بازمثل قبل ها شوکه شدم کلی عکس گربه در لوکیشن های مختلف که دوست یا بهتره بگم خواهر عزیز تر از جانم با چه هیجانی فرستاده بود . قبلا ها هم از این کارها میکرد . خلاصه وقتی صحبت کردیم من که داشتم حرص میخوردم اونم کلی شادی میکرد گفتم مگه انگل توکسوپلاسما یادت رفته ؟ و در جوابم میدونی این گربه پرشین است و این قدر قیمتشه تازه دکتر میبرند و واکسن میزنند . و من فهمیدم خدارو شکر مال خودش نیست . خلاصه چند تا سوال پرسیدم خودش به جواب رسید . 

این گربه ی خوشگل که محض حضور شماست فقط دوجامی توانید پیدا کنید یکی شهروان ترکیه و دیگری روسیه البته نژادش رو میگم والا چیزی که زیاده گربه : ) 

حالا چرا این انگل توکسو پلاسما با گربه مربوط میشه کمی خودتان تامل کنید در پست بعدی آینده توضیح می دهم . فعلا 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۲۰:۳۲
Günay

امشب سیاره زهره را ببینید . سیاره زهره در نیمی از سال در آسمان غربی تقریبا 3 ساعت بعد از غروب خورشید ظاهر میشود اما چون مدار آن بین زمین و عطارد قرار میگیرد در فاصله نزدیکتری از خورشید دیده میشود اما امشب در بیشترین کشیدگی شرقی و ارتفاع نسبت به خورشید است . با زاویه 37 درجه باقدر 5.1- امشب زهره را می توانید رصد کنید . 


البته اینجا هوا انقدر ابری و مه آلود است که فکر نکنم بشه دید .
به سمت جنوب غربی نگاه کنید . :) 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۱۷
Günay

مدتی به این موضوع فکر میکردم که چقدر نوشته هام از این شاخه به اون شاخست ،  اصلا هدفدار نیست بر خلاف قبل که نوشته هام معنایی برای گفتن داشتند که البته پاک کردم چون دیگه نخواستم بنویسم و حالا که مینویسم احساس میکنم نه خودم لذت میبرم نه فایده ای واسه شما عزیزان که میخونید داره  .  موضوعی که دوست داشتم راجع بهش سطرها بنویسم ، نه سطر ها کمه خیلی بیشتر از معنای نوشتن هست  طوری که حس بشه راجع به "فرهنگ " هست و دومین چیزی که  عاشقشم موضوعات علمی هست . امیدوارم موفق بشم البته امیدوارم که از نوشته هایم  مشتق n ام  و رادیکال نگیرم و برای بهتر نشان دادن راه که یهویی گم نشیم از وکتور* استفاده نکنم   . دلیلی هم که دوست دارم بنویسم فقط یک چیز هست  "معنای نوشتن " . 


*این را هم ذکر کنم وقتی اشاره کردم به موضوعات علمی ، علم همچون کشورها نیست که مرزی داشته باشد و اندازه ای که در دست ماست دودرصد بیش نیست که سهم من برای گفتن از یک نقطه هم کمتره. 

* حالا فکر نکنید اینجا چه خبر میشه :) همون حرف های معمولی دیگه :) 

* وکتور ریاضی منظورم بود نه بیولوژی . 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۱۶:۰۴
Günay

نگو غیر ممکنه ... در اون کلمه باز هم "ممکن "  وجود داره . 

 ïmkansız deme o kelimede gene imkan var ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۶:۱۹
Günay