۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

تفکرات یک فرد شیفته بینایی

مدت هاست سخت به رمز و راز بینایی فکر میکنم ، شبیه چیزی که قراره کشف بشه و نشده:) ، چیزهایی که در ذهن من رژه می روند عبارتند از :  چند دست شترمرغ خوشگل :) ، یک گروه خوب ، تجهیزات به همراه منبع مالی خوب ، دقت کنید گفتم خوب نگفتم عالی یعنی اینکه سطح توقعم خیلی پایینه اما چه میشه کرد برای این کار حداقل بیست سال زمان نیازه اما با این حال نمی تونم از خیرش بگذرم ، شاید هم بتونم ، مهمترین کاری که میتونم بکنم از پایه باید نوشتن رو آغاز کنم تا ببینم خداوند منان چه میخواهد ، اما قطعا چیزی که من میخوام فرق داره با چیزی که نیوتن انجام داد ، من جرأت ندارم سوزن روی خودم آزمایش کنم :)، یا دوست ندارم در حیطه خارج از محدوده خودم صحبت کنم مثل شیخ بوعلی که بیوفتم گیره آقای بیرونی . 

در ترکی ضرب المثلی هست که مصداق فکر من میشه : خمیر هله چوخ سو آپارار

موافقین ۱ مخالفین ۰

خدا نگهدار استاد

تقریبا یک ماه پیش بود که خبر فوت استاد و دانشمند بزرگوار پروفسور لطفی علی عسگرزاده رو شنیدم و حدود سه روز حاله خوشی نداشتم ، حتی اینجا هم پستی نوشتم اما بعد شنیدم خبر صحت نداشته و پاک کردم  ، تعجبم بیشتر رو این بود که چرا این خبر رو هم یکی از شاگردان ایرانی ایشون تو اینستا شون گذاشته بود ، حتی تو دنیای مجازی خوندم که قراره مراسم خاک سپاریشون در باکو باشه و یکم از ناراحتیم کم شد که قرار نیست در آمریکا به خاک سپرده بشن و امیدی هست که سر مزارشون رفت  ، خلاصه بعدش خوشحال شدم‌‌ از تکذیبه این خبر و هم بازم امیدوار شدم یعنی میشه برای چند ثانیه هم شده ایشون رو ملاقات کنم ، و به این اندیشیدم چرا اینقدر برای من مهم شدند ، در کمال تاسف اینبار خبر واقعی فوت ایشون رو در خبرگزاری ها دیدم ، اما فرقش با باره اول اینکه که در این مدت شرایطی پیش اومده که بیشتر با تعلیمات و سخنان استاد به طور عملی آشنا بشم و باعث خشنودی من شده ، و الان حس میکنم بیشتر از گذشته باید قدر ارزش وجودشون رو بدونم .  

 نمی دونم چه کسانی قراره از کجای دنیا گذری بیوفته و متن ام رو بخونند و ممکنه منظورم درک نکنند ، اما به طور کلی برای این عزیزان بگم تحولات علمی که استاد پایه گذاری کردند و همچنان ادامه داره ،چهره ی جهان رو دگرگون خواهد کرد و هر ملت و فردی که آشنایی کامل با این علوم و ارتباطش با شبکه های عصبی رو بدونند در آینده در جهان حکومت* خواهند کرد . 


* تفسیر حکومت خواهند کرد رو میسپارم به خودتون چه معنای علمی داشته باشه چه ادبی چه سیاسی چه طنز ...
موافقین ۱ مخالفین ۰

زندگی ، شهر زمان ...

به این فکر میکنم چرا زندگی می کنیم و می کنم ، پشت سرِ این فکر ، فکر های دیگه هم زنجیر وار میاد مثلا چقدر زمان کوتاهه واسه زندگی ، خلاصه زندگی می کنم با همه ی زیبایی هاش و حتی زشتیاش،  گذر زمان گاهی سیر صعودی داره ، انقدر که خسته میشم و گاهی سیر نزولی داره که چرا اینقدر زود تموم شد و باور پذیر نیست ، یک نوع احساس ترس و فوبی هم بابت گذر زمان دارم اما ته باورم اینکه که زمانی وجود نداره ، اونی که بهش میگیم زمان نمی تونم تصور کنم که شبیه خط یا نمودار هست ، به موضوعات دیگه ای هم فکر میکنم‌ مثلا چرا مردم در شهرهای کوچک زندگی میکنند یا عکسش که چرا این همه جمعیت در شهر های بزرگ ساکن هستند ، هدفشون و هدفم چیه ؟ کدومشون بهتره ؟ 

تصمیم دارم که افکارم رو تاجایی که بتونم بنویسم و بهشون بهاء بدم ، الآن که می نویسم واقعا خوابم میاد اما افکارم هی رژه می روند ، خوشبختانه که افکار وسواسی نیستند ، نمی دونم صوفی بشم، یا عابد یا هم عاشق ، بهتره دیوانه هر سه شهر بشم ...

موافقین ۱ مخالفین ۰